خدايا خسته شدم . اين چه تصوريه در ذهن ما ايرانيها که دختر بايد به محض اومدن يه خواستگارخوب ازدواج کنه ؟ چرا بخاطر گذاشتن يه سری انگها و برچسبهای قراردادی روی ديگران اونارو شايسته انتخاب يا نالايق برای همراه شدن ميدونيم ؟

چرا به دختری که يکبار از همسرش جدا شده ميگيم بيوه و بهش به چشم ديگه ای نگاه ميکنيم و مردی که از همسرش جدا شده رو زن طلاق خطاب ميکنيم ؟

آيا واقعا اگر اتفاقی در زندگی انسان ميفته بايد حق خوب زيستن رو ازش گرفت ؟

چرا بيدليل محدوديت ايجاد ميکنيم ؟ چرا دنبال علتها نيستيم قبل از هر اظهار نظر و تصميمی ؟

من ديگه خسته شدم ازين زندگی . ازين آدمهای گمراه که خودشونم نميدونن کی اومدن ؟برای چی اومدن و به کجا قراره برن ‌؟

چرا پدرم و مادرم اينقدر با من دوست نيستند که من بتونم براشون از کسی که دوسش دارم صحبت کنم ؟ چرا اينقدر محدوديت و تعصبات در افکارشون هست که من بعنوان فرزندشون نميتونم بگم که چی ميخوام ؟

نه پدرو مادرم که اکثر آدمهای اطرافم  دارای چنين طرز تفکری هستند .02.gif

خدايا خسته شدم . کسيو  دوست دارم که شايد هرگز نتونم گرمی دستان مهربانشو احساس کنم . کسی که ميدونم ميتونه احساس رضايت نسبی از زندگيو طبق گفته هاش بهم بده ، اما شايد برای هميشه مجبور باشم مثل همين لحظات  در انتظار وصالش باشم .

به من اينطور که ميگن (توبايد ازدواج کنی و موقعيتاتو از دست ندی، ممکنه ديگه اين فرصتا سراغت نيان و هزار و يک دليل ... )

آخه اگه من نخوام ازين قوانين تبعيت کنم کيوبايد ببينم ؟ آخه چرا ما آدمها اينقدر خودخواهيم ؟ چرا ؟؟؟ اومدن جبر - خوردن جبر- خوابيدن جبر- درس خوندن جبر - ازدواج جبر - مردن جبر ... همش امتحان آزمايش سختی ...

من عاشق فرزندم پاره تنم هستم که هنوز نيومده .  در روز بارها در دلم قربون صدقه ی موجودی ميشم که هنوز متولد نشده . سراسر وجودم لبريز از احساسه و اما بارها از نازنينم خواستم بخاطر فرزندمون از پدر شدن صرف نظر کنه .

اينقدر دوسش دارم که نميخوام پا به جهانی بذاره که هواش مسمومه . جهانی که پسته و جز آزمايش و امتحان و سختی چيزی برای بشر به ارمغان نداره .

بگذريم . حرف دلم منحرف شد . اينقدر در فکرم حرف برای گفتن دارم که ...

مغزم خسته س . نيازبه استراحت دارم ... خدانگهدار 02.gif23.gif  

/ 7 نظر / 4 بازدید
نيلوفر(نيلوفر ومهدي)

بهار جون سلام.چطوري خانومي؟يه چيزايي دارم مي فهمم.اگه اشتباه نكنم فرد مورد علاقه ات قبلا ازدواج كرده و جدا شده.درسته؟نمي دونم چجوري باهاش اشنا شدي و چقدر نسبت بهش شناخت داري اما خيلي مهمه كه علت دقيق جداييشو بدوني.خيلي خيلي مهمه البته نه فقط از زبون خودش.با اطرافيانش و حتي همسر سابقش بايد صحبت كني. بايد شناخت دقيقي ازش پيدا كني.تو مي خواي يه زندگي خوب رو شروع كني چيزي كه ارزي همه ما انسانهاست.پس سعي كن با ديد كامل و شناخت دقيق اين كارو بكني.فقط گفتن ؛خوشبختت مي كنم؛ كافي نيست.بايد ببيني فرد مورد نظر از نظر جايگاه اجتماعي در چه جايگاهي يه.از لحاظ شخصيتي چه جوريه؟فرهنگ خانوادگي شون چجوريه؟چقدر به هم احترام مي ذارن؟از لحاظ شغلي توانايي اداره خانواده رو داره؟چقدر مسئوليت پذيره؟رفيق بازه يا اهل خانواده و هزاران صحبت ديگه كه بايد قبل از ازداج و بدون احساساتي شدن اينا رو بسنجي.موفق باشي يهار

گلسا

بااجازه لينکت رو می ذارم عزيزم

گلسا

سلام بهار جان عزيزم اينا که باورهای غلطيه که متاسفانه در جامعه ما وجود داره و اينکه کی می خواد اين افکار غلط از بين بره و اجازه داده بشه که هر فردی خودش برای زندگی خودش اون طور که دلش می خواد تصميم بگيره واقعا نمی دونم باهات موافقم گاهی اينقوانين و تفکرات واقعا خفه کنندست

نيلوفر(نيلوفر ومهدي)

بهار جون الان نظرت روخوندم.منظورت رو از اينكه ۳ سال تمام باهاش زندگي كردي متوجه نمي شم.شايد منظورت اينه كه سه ساله با هم آشنا هستين.خوب تو اين مدت از همسرش جدا شده بوده؟تا حالا خواستگاري اومده؟علت دقيق جدايي شو مي دوني؟اميدوارم به شناخت دقيقي از فرد مورد علاقه ات دست پيدا كني.مواظب خودت باش و اجازه نده از قلب پاكت كسي سوءاستفاده كنه.

هانيه

راستش من که نفهميدم چی شد که شما نمی‌تونيد با فرد مورد علاقه‌تون ازدواج کنيد!

شرمين

سلام عزيزم ما از نظر فرهنگی خيلی مشکل داريم و به حق های طبيعی که خودمون از خودمون گرفتيم افتخار می کنيم و می گيم خيلی با فرهنگيم ... !!! به نظر من بزرگترين گناه بچه آوردن توی ايرانه ...

مريم دريايی

سلام بهار.دوستان خوبی داری و گفتنی ها را گفتند...برايت بهترين آرزوها را دارم.شاد و در پناه حق باشی.