عشق و دوست داشتن یه اتفاق بزرگ و زیباست ... برای منم بزرگترین و بهترین اتفاق زندگیم بود ...

پستی و بلندی - صعود و فرود - تلخی و شیرینی داره اما با همه اینا باز هم بهترین و زیباترین رخداده اگه :

تنها عامل جدائی و پایانش مرگ باشه ...

روزها از پی هم در گذرند و من  هنوز نمیدونم خداوند برای من چه سرنوشتیو رقم زده . فقط میدونم باید صبور باشم و به خداوند و الطاف بیکرانش اعتماد کنم .

یه وقتائی با خودم میگم خداوند به وقتش و در بهترین شرایط منو به اهداف کوچک و بزرگم رسوند . بودن کنار نازنینم نیز حتما به وقتش اتفاق میفته و حتما در هر انتظار و شرایطی حقایق و حکمتهائی نهفته س و ما ازش بیخبریم . واقعا خیلی وقتا علت بوجود اومدن خیلی از شرایط بد و تلخ در زندگیمو مدتها بعد لمس کردم و بخاطر وجودش خدا رو شاکر شدم .

از خدای مهربونم میخوام منو در همه شرایط یاری بده تا بتونم بهترین راه و انتخاب رو در مسیر زندگیم داشته باشم ... 

نازنینم مثل یک کوه - محکم و مقتدر - پشت من ایستاده و منو به فرداهائی روشن امید میده . 

خدایا شکرت که منو در کنار کسی قرار دادی که دوسم داره - درکم میکنه و بهش امیدوارم  که بتونه به تمام حرفها و عقایدی که گفت عمل کنه ...

خیلی دوست دارم عزیز مهربونمممم ... بینهایت ... بیشتر از خودم و وجودم ...

نفس من - روح من - وجود من - آرزوی من - عشق من - قلبم - احساسم ---- وای که چقدر در کنارت عشقو دوست داشتنو  با تک تک سلولای بدنم احساس میکنم ...

و به امید روزی که کنارهم باشیم و به امید روزی که زندگی عاشقانه ایو کنارت تجربه کنم ...

پدر  همچنان درگیر مسایل کاری و من نیز همچنان منتظر ...

التماس دعا  

/ 23 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی

بهار جان عزيزم گل نازم بهار خوبم خيلی خوشحالم که با عزيزت اينگونه احساس زيبائی داری من هم از اين حالتی که تو داری احساس خوبی دارم بهار جان به خداتوکل کن ضمنا ممنون که بهم سر زدی و حالی ازم پرسيدی بهار جان :من آخر هفته ميام ايران ولی سعيدم ايران نيست و رفته کشمير خيلی بده که وقتی ميرسي فرودگاه همه بيان پيشوازت بجز عشقت اميدوارم تا روزی که من بيام ايران سعيد هم برگشته باشه

ترانه

باز يادم رفت اسمم رابنويسم و بدون نام اومد اين آخری را من زدم بهار جان

يک مامان

اينجور که از پست قبلی بر مياد پدرت آدم بی منطقی به نظر نمياد . همين روش گفتگو شايد بتونه مسايل رو حل بکنه . متاسفانه گاهی رفتارهای تند ناشی از باورهای بزرگتر ها احساسات جوانها را جريحه دار ميکنه ولی به نظر من هيچ کس غير از خودت نميتونه بهتر باهاشون حرف بزنه.

شايان

سرشار از جبروتی کبریائی . مملو از الوهیتی ملکــــوتی . پر از شکوه خـــداونــــــدی . فراتر از هر خیــال و تصور . و در معبـــد : یک الهه . فرشته صفت . پری روی ... الهه ناز . محبـــوب و معبـــود . آکنده از وقار ومتانت . که مرا به عبادت جمالش دعوت نمود . دست او در دست من و قلب من در دست او ، در کوچه باغی به وسعت تمامی خاطراتمان قدم زدیم . دقایق به پرواز در آمدند و ساعتها را جلوه گر شدند . و لحظه ها ، عشقی پاک و ناب را رقم زدند . و من با تو گفتم از اندوه بی حاصلی تمام زمانهای عمرم . بیهودگی تمامی روزمرگیهای بی فایده و عبث . بی سرانجامی تمام نافرجامیهای اتفاقات غریب ناآشنائی . و من ، با تو >>> از تو سخن گفتم : آه ... ای الهه بی همتا ، که چلچـــــــراغ معبـــد عشقـــی .

شايان

معبـــد عشـــق و من در سفرم بسوی تو ... گذشتم از جنگل تـــــاریــک و سنگی حــرص و طمع . عبور کردم از کوچه پس کوچه های فریب و نیرنگ . بیگانه شدم با هر پلیدی و ناراستی . تهی شدم از هر فـــکر پـوچ . مار خوش و خط و خال هوس و نفسانیت را در چنگال اراده نابود نمودم . دیو نفرت را فراری دادم . اهریمن خشم و غضب را در هم شکستم . عفریت زشت روی و زشت خوی حسد را به زنجیر کشیدم . هیولای دروغ را در خاک کردم . غرش گرگ درنده خوی تکبر را در گلویش خفه کردم . عصیان کفتار نفرت انگیز شهوت را سرکوب نمودم . استقامت نمودم و شکیبائی را پیشه خود ساختم . تا ... رسیدم به دشت سرسبز خوبیها و عواطف نیک . و در دشت ، دریاچه زلال و شفاف محبت و مهربانی . و در وسط دریاچه ، جزیره با طراوت و نام آشنای صداقت و صمیمیت . و در جزیره ... یک معبـــد ... معبـــد عشـــق .

شايان

تو را تک ستــــاره درخشان آسمــــان زندگیم قرار خواهم داد . مروارید پر تلالوئی خواهی شد خفته در صدف سپید خاطراتم . المـــاس بی رقیبی هستی نشسته بر مخمــل ارغوانی قلبــــــم . تــو پــایــانی شدی بر ظلمت تنهـــــائی . انتهــــائی شدی بر تـــاریکی انــــــزوا . آرامشی شدی بر التهـــــــــاب انتظارم . و روایتگر سپیده دمان روزگار وصال . محبــــــــــــوبم . محبــــــــــوب شیرینم : همـــراه و همگام و همـــراز مــــــن شو هم سفر و هم پرواز و هم ساغر من شو تا در مسیر سبز زندگی زیبائی و جذابیت یکی شدن را در قلب هم . و نگاه هم تجربه کنیم . تا سعادت و آرامش را بهم هدیه دهیم . هر لحظه نگاه تو را »»» شیفته ام . محبــــــــــوبــــــم دوستت دارم . آشیل آذرمهر . بهار عزیزم . به امید موفقیت روز افزون تو عزیز . دوستدار همیشگی تو فرشته مهربون : آشیل آذرمهر .

آزاده

بهار گلم. با اينکه سختی بزرگی در سر راهت داری ولی خوشحال باش که خدا بهت اين لطفو کرده که بتونی عاشق باشی. هستند آدمهايی که زندگيهای خيلی خوبی دارن ولی هيچوقت عشق رو از صميم قلب خس نکردن. پس قوی باش که خدا باهاته.

روزهاي گرم با تو بودن

اميدوارم هر چه به صلاح باشه و زودی بری خونه خوشبختيت ... ولی يه زره به بابات حق بده و سعی کن عزيزت کم کم خودش رو به بابات ثابت کنه

نيلوفر(نيلوفر ومهدي)

بهار عزيز براي تو دوست خوبم بهترينها رو از خدا مي خوام.اميدوارم در كنار همسر اينده ات بهترين عشقو تجربه كني