سلام دوستای عزیزم . از نظرات همتون واقعا سپاسگذارم .

میدونید چیه ؟ یه وقتائی آرزو میکنم خدایا چی میشد تو به همه بنده هات کمک میکردی تا راه خوبو بدو به راحتی از هم تشخیص بدن و صحیح ترین تصمیمو بگیرن .

مهربونم همیشه منو بخاطر ثبات فکریم تحسین میکنه - نه به اون معنا که به نظر دیگران بی تفاوت باشم و عقیده خودمو برتر و بی نقص تر از همه عقاید بدونم . من هم مثل بقیه آدمها دلم میخواد نظرات همه رو بدونم  و درموردشون فکر کنم .

من واقعا نمیخوام بگم با ازدواج با مهربونم به خوشبختی محض میرسم . اما با توجه به افکارش - حرفاش و قولائی که داده فکر نمیکنم کنارش زندگی بدی داشته باشم . میدونید خیلی وقتا به این فکر میکنم واقعا نمیشه راجع به هیچ ازدواجی قضاوت کرد . حتی من خودم بعد از حدود چهار سال آشنائی نمیتونم خوشبختیمو  کنار عزیزم تضمین کنم .

من چه با نازنینم چه با هر کسی دیگه بخوام پیمان ازدواج ببندم امکان بد و خوب وجود داره . معتقدم فقط باید از خداوند کمک خواست . فقط باید به خداوند توکل کرد که شاهد و ناظر بر صورت و سیرت واقعی انسانهاست .

برای بودن در کنار بهترینم نیز من خودمو به دستان قدرتمند و آغوش پر مهر پرودگار سپردم و خوشبختی - عشق و آرامش و آسایشم رو از خودش خواستم . من واقعا در طول این چهار سال همه تلاشمو کردم تا چشمامو به روی همه حقایق باز کنم و با در نظر گرفتن واقعیات انتخاب کنم نخواستم اونطور که دوست دارم ببینم .

بهرحال ارائه نظراتتون واقعا برام ارزشمنده و قابل تامل ...

خیلی دلم میخواد برام بنویسید چه چیزهائی وجود داره که من باید بیشتر روش فکر کنم ؟ حساس تر و دقیق تر باشم ! چه چیزهائی وجود داره که بنظر شما شاید من ازشون غافل موندم ؟؟؟ 

برام خیلی دعا کنید ... خدانگهدار   

 

/ 17 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بيتا

سلام بهار جان.با اين حساب که شما ميگی بعد از ازدواج بايد از ايران بری بيرون و خوب عادت کردن به فرهنگ اون کشور خودش زمان ميبره. حدس ميزنم که مهربونت مدتی که از ايران بيرون زندگی کردن و خوب مسلما يک مقدار ديدشون به زندگی و دنیای اطراف عوض شده حالا نميگم بطور خوب يا بد ولی وقتی ادم قاطی يک فرهنگی بغيير از فرهنگ خودش ميشه مسلما يک مقدار عوض ميشه . بهار جان من نميگم که مهربونت به قولهاش عمل نميکنه ولی ادم هميشه واسه شروع يک ارتباط خيلی نقشه ها داره که واقعا ميخواد بهشون عمل کنه ولی بعضی اوقات خوب شرايط زندگی اين امکان رو نميده. از همه اين حرفها که بگذريم همينجور که خودت گفتی شما تصميمتو گرفتی پس در اون شکی نيست تنها کاری که به نظر من ميتونی بکنی اين که رو خودت کار کنی و انعطاف پذيريت رو بيشتر کنی. سعی کنی با ديد باز به اتفاقات بعد از ازدواج فکر کنی و احتمال همه چی رو بدی که خودت کمتر صدمه بخوری اگر يک موقع چيزی اونجوری که شما انتظار نداشتی اتفاق افتاد. مخصوصا اگر که بعد از ازدواج از ايران ميای بيرون سعی کن که انتظاراتت رو به عنوان يک تازه عروس ايرانی کم کنی.

بيتا

چون دنيای انيجا (‌البته من امريکا رو ميگم)‌ يعنی کار و تلاش حالا چه تازه واردی چه تازه عروسی فرقی نميکنه طرف مقابلت متاسفانه چون سالها تو اين محيط به فرض مثال امريکا زندگی کرده خيلی چيزا براش عادی و چيزای که شايد به چشم يه تازه وارد سخت باشن به چشمش کاملا معمولی و قابل انجام دادن. و البته هر چی بيشتر سعی کنی جا بيوفتی زودتر پيشرفت ميکنی. من خيلی ها رو ديدم که با انتظارات يه تازه عروس تو ايران اومدن انيجا و واقعا سر خورده شدن البته دور از جون تو. اگر منطقيش رو فکر کنی مردی که از ايران زن ميگيره بايد به مدل فرهنگ ايران با زنش برخورد کنه و انتظار داشته باشه. ولی متاسفانه اين دنيا کامل نيست و ادمهاش هم کامل نيستن پس هميشه اينجوری نميشه. بهر حال بهار جان برات ارزوی خوشبختی مکينم. ببخشيد سرت رو درد اوردم من هميشه وبلاگت رو ميخونم ولی هيچوقت تاحالا نظر نداده بودم. شاد باشی

سارا

سلام بهار ناز ! خوبی ؟؟؟؟ چند تا ديگه مونده ؟؟؟؟ می خوام بلينکمت سلامت باشی و شاد .

عاطفه

سلام بهار جان..برات يه عالمه آرزوهای خوب دارم. می دونی...زندگی زير يک سقف زمين تا آسمون با چيزی که فکر می کنی و از خودت و طرفت انتظار داری فرق ميکنه...تنها چيزی که کمک می کنه توکل به خدا و البته گذشت گذشت و گذشت است. خوشحال می شم به منم سر بزنی..

شاپرک

فقط و فقط به خدا توکل کنه. همه چی درست ميشه.

سحر

سلام بهار عزيزم.خوبی؟تو راست ميگی عزيزم .ادم هر کسی رو هر چقدر هم بشناسه وقتی باهاش ميره زير يه سقف می بينه کلی با قبلش فرق داره.واقعا فقط بايد به خدا توکل داشته باشی.البته من درسته يه مشکلايی با همسرم دارم ولی خيلی همديگه رو دوست داريم.اما چيزی که بعد ازدواج فهميدم اين بود که اگه شوهرم فقط يه ذره اعتقاد داشت شايد خيلی اوضاع بهتر بود.به تظر من اين مهمه که طرف ادم به يه چيزايی معتقد باشه و يه کم پايبندی داشته باشه. بهترينها رو برات ارزو می کنم

شهرام

دلم بهانه ات را می گیرد نوشته هایت را بار ها و بارها خواندم... نمی خواهی که بروی.!؟ با من از رفتن نگو! یادت هست که چه ارام ....و بی بهانه از کوچه پس کوچه های دلم گذشتی..! و پا به کلبه کوچک احساسم گذاشتی!؟ یادت هست که گفتی : تمام اسمان من خلاصه در چشمان توست! هیچ می دانی که اسمان تو این روزها بارانییست..!!؟ می دانستم که دوریت سخت است....اما نه تا این اندازه!! به خدا با رفتنت بار دیگر در خود می شکنم... نگذار دیگران .....شاهد شکستنم باشند! به خدا طاقت دوری از تو را ندارم...! بمان.....!

نيلوفر(نيلوفر ومهدي)

عزيزم در صورتیکه از لحاظ تحصیلاتُخانواده و شغل و ... حداقل های مورد تایید خانواده شما رو داره تا جاييکه می تونی تحقيق کن و به نظر بزرگترا احترام بذار.اونا سرد و گرم روزگارو چشيدن و تو يه نگاه می فهمن طرف چيکارست.از طرز نگاه طرز برخوردو ...در ضمن بعد از تاييد بزرگترا بقيه شو به خدا بسپار.

نيلوفر(نيلوفر ومهدي)

بعد هم نظر اطرافيان اون ادم هم خيلی مهمه .که اون شخص چجور ادميه اهل خانواده است يا اهل رفيق بازی.سالمه يا نه و ... زندگی تو يه کشورديگه با کسی که تازه می خوای زندگی رو باهاش شروع کنی (اگه تصميمت اينه)کار اسونی نيست.اونجا خانواده است هم نيستن که ازت حمايت کنن.پس دقت کن.

عاطفه

سلام...به نظرت گوش کردم و عاميانه نوشتم اين بار...سر بزن...ممنونم!