سلام . و بالاخره امروز نخستين گام توسط خانواده نازنينم برداشته شد . تماس با برادرم ... و قرار شده هفته آينده برادرم بره تهران و از نزديک با خانواده مهربونم آشنا بشه . واقعا نميدونم چی پيش مياد . فقط اميدوارم به خداوند... چون  ميدونم همه چيزو او مقدر  ميکنه و من بارها و بارها خواستم  که صلاحم بودن کنار عزيزم باشه و خداوند خودش مسير رسيدن مارو بهم سهل و آسان کنه .

سعی ميکنم به اتفاقات منفی فکر نکنم . اما گاه و بيگاه فکری آزارم ميده . برادرم برگرده و بگه ... فراموشش کن 02.gif 

اگه اين اتفاق بيفته  چی ميشه ؟ من چکار ميکنم ؟ چه بايد بکنم ؟!!!

فعلا فقط سعی ميکنم با گفتن جملات اميدوارکننده امواج مثبت بفرستم و انرژی مثبت داشته باشم .

به اميد تحقق آرزوها ...  

/ 4 نظر / 4 بازدید
نيلوفر(نيلوفر ومهدي)

خدا رو شكر بهار مهربونپدر و مادر هميشه خير بچه هاشونو مي خوان.اميدوارم شخص مورد نظرت و خانوادش بتونن نظر مثبت برادرتو جلب كنن.

سعيد

سلام! خوشحالم که بعد از مدتها گشايش در کار شما ايجاد شد و شما رو خوشحال کرد. عاقبت صبر همين هستش هميشه. براتون بهترين ها رو آرزو دارم. استرس رو بيرون کنين از وجودتون. موفق باشيد.

شرمين

سلام بهار من برات دعا می کنم عزيزم... منتظر خبرای خوبت هستم خانومی

ليلا

سلام عزيزم خوبی؟ برات دعا می کنم اميدوارم به هم برسيد و هرچی صلاح همون پيش بياد برات ارزوی خوشبختی می کنم به منم سر بزن خوشحال می شم