خیلی وقتا بر خلاف درونم که توش غوقائیه سعی میکنم جلوی دیگران تظاهر به شادی کنم . نمیدونم تا چه حد موفقم . سعیم اینه . اما اینجا نمیتونم .

اینجا آئینه و بازتاب درونه منه.امشب غمگینم . احساس یاس ممکنه در هر انسانی پیش بیاد اما در زندگی بعضیا بیشتره . دلیل هم زیاد میتونه داشته باشه . مهمترینش تنهائیه . نداشتن یه دوسته صمیمی . یه وقتائی دلیلش میتونه نداشتن یک محفل شاد و گرم خانوادگی باشه . عدم وجود امکانات تفریحی و رفاهی و هزارو یک دلیل دیگه که متاسفانه امروز من هیچکدوم ازینا رو ندارم .

امروز تنهائی باعث شد تا بیشتر به خودم و شرایطم فکر کنم . قرار بود امشب صدای نازنینمو بشنوم . اما متاسفانه انتظار چند ساعتم به نتیجه نرسید . یه لحظه بدجوری دلم گرفت . واقعا اگه انتظار چند سالم بدون نتیجه بمونه تکلیفم چی میشه ؟

عشق !!! زیباست . خیلی شیرینه . اما تجربه کردنش به درد و سوزو فراقش اصلا نمی ارزه . نمیگم ازینکه عاشق شدم پشیمونم .اما به اونائی که عاشق نشدن میگم عاشق شرایط و موقعیتی بشید که برای دست پیدا کردن بهش مثل شمع آب نشید. سوختن بد نیست  اما   وقتی که  آدمو بپزه . بسازه نه اینکه خورد کنه و بسوزونه .

مهربونم از حرفام نرنجی. میدونم داری سخت تلاش میکنی برای آینده ای بهتر . من یه کم خستم . به آرامش فکری نیاز دارم و خواب چه نعمت بزرگیه و اگه بار سفرم از گناه خالی بود برام چه شیرین بود همیشه خوابیدنو آرام آرمیدن .

خدایا . منو در مسیر سعادت و خوشبختی قرار بده و بهم کمک کن تا بتونم از لحظه لحظه زندگیم لذت ببرم و در راه رضای تو باشم .  آمین        

/ 26 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهار

ببخشيد اگه زيادی حرف زدم . خوش حال مش يم به من سر بزنی

صبا

سلام بهار عزيزم،خوبی؟ خانومی ناراحت نکن خودتو،ببين من الان يک عالمه دوست دارم،اسما،اما رسماً،فکر ميکنی چند تاشون دوستن؟ اگه جا من بودی چه ميکردی؟ همه دوستهام دوست پسر فابريک دارن،من هچ،دانشگاه هم که نميرم،کار هم نميکنم،دوست هام هم کمکم ازشون مينويسم ... شاد باش کسيو دوست داری که ارزشش رو داره،خيلی مهم هست عشق آدم سر شکستش نکنه ... خونه هم که سوت و کور،بابا که سر کاره،سلماز که ايران نيست،مامان هم که يا پای تلويزيون هست يا به من گير ميده ،هه هه از اين کسل کننده تر هست ؟؟؟ تازه دلم هم واسه سلماز خيلی تنگ ميشه ... دوستت دارم دوست دل پاکم،من که اعتقاد دينی ندارم( فقط به خدا معتقدم)،اما من رو هم دعا کن راستی مرسی که بهم مرتب سر ميزنی گلم،خوشحالم ميکنی کلی،خيلی زياد امیدوارم اگه صلاحته به عشقت برسی دوستت دارم صبا

عسل

به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم شمايل تو بديدم، نه صبر ماند و نه هوشم ! سلام خانومی. ميفهممت چی ميگی. خيلی سخته... کاش آخرش خوب تموم شه... واسه هممون دعا ميکنم

شهرزاد

بهار جان سلام.خوبی؟عاشقی هم دردسر داره.ايشالله هر چی خيره پيش بياد...

دريا

منم ميگم آمين خانومی از اين احساسها . از اين دو دلی ها و از اين ترسهای از اينده هميشه و تو زندگی همه ما هست. مطمئن باش اگر نبودن ما تو جايی که بوديم در جا ميزديم. قبلا اومده بودم وبلاگت . چند وقت پیش اما چیزی ننوشته بودم برات. حالا خوشحالم که تو راه رو برای منم باز کردی.

ازاده

سلام بهار جان... ممنون از حضورت... من به روزم... خوشحال ميشم بيای... يا حق...

آزاده

سلام خانومی. ممنون از لطفت عزيزم. از آشناييت خيلی خوشحالم. بازم پيشت ميام.

حميد

سلام. خوبی؟؟خيلی وبلاگ زيبايی داری. جداْ خوشحالم از اينکه بازم به وبلاگت سر زدم. به وبلاگ منم سر بزن. ممنون ميشم. خوشحال می شم ببينمت. موفق باشی. به عشقتم برسی. بای

مینا -یاور همیشه مومن-

سلام بهار جون...... خوبی؟ خيلی دلم می خواد بدونم چرا اينطوری بلاتکليفين؟ و از خدا می خوام که زودتر بهترين راه رو نشونتون بده... چون بلاتکليفی خيلی سخته....... راستی عزيزم يادت نره،برای اينکه کسی رو که انتخابش می کنی هميشه عاشقش بمونی و هميشه عاشقت بمونه، بايد با جزئ جزئ وجودت عاشقش باشی، يعنی فقط عشق قلبت کافی نيست.. بايد عقلت هم اونو انتخاب کنه...... يادت باشه فرهنگ خانوادگی و طرز فکر و اعتقادات چيزی نيستند که آدم در صورت داشتن اختلاف بتونه راحت از کنارشون رد بشه...

مینا -یاور همیشه مومن-

پس به همه جوانبش فکر کن و بعد تصميم بگير..... مطمئن تصميم بگير.... و هر تصميمی که گرفتی ديگه تا آخرش پاش وايستا..........برات آرزوی خوشبختی می کنم.......