سلام .    optimist و رهای گل و مهربونم منو به بازی وبلاگی دعوت کردن ... ممنونم ازتون دوستای عزیزم ...

 تاثیر گذارترین افراد زندگیم :

1- برادرم ... کسی که خالصانه - دلسوزانه و فرشته وارانه در تمام مراحل زندگیم کنار من بوده ... حرفهاش- پندهاش - نصایحش در هر مرحله ای از کودکی گرفته تا ایام جوانی همیشه در ذهنم مرور میشن ... وقتی بهش فکر میکنم اشک تو چشام حلقه میزنه . نمیتونم این اندازه خوبی و انسانیتشو درک کنم - نمیتونم بفهمم اینهمه خوبی و نیکی در وجودش از چه منبعی منشا میگیره و چطور میتونه اینقدر خوب و پاک و مهربون باشه ...

داداشی گلم با هفت سال تفاوت سنی همبازی دوران کودکیم - همدرد و همراه دوران نوجوانیم و یه تکیه گاه بزرگ و محکم و امن در روزگار جوانیم ...
 نمیتونم وصفش کنم .نمیتونم بزرگی و قدر و اندازه خوبیاشو  به نگارش بیارم ...  فقط میتونم از اشکائی بگم که وقتی به اون همه محبتش فکر میکنم از چشام سرازیر میشن ... برادر عزیزی که من واقعا نمیدونم چطور میتونم جبران خوبیهاشو بکنم ...
داداشی گلم ... الهی من فدای محبتای تو و قلب پاکت بشم ...

2-پدرو مادرم ... پدر که برام اسوه صبر و تحمل و گذشت و فداکاریه - پدری که برام چیزی کم نذاشته و نسبت بهش چقدر احساس عشق  میکنم . پدری که با وجود همه تعصبات مردانه و پدرانه ش - با وجود عقاید شدید دینی و مذهبیش و بر خلاف تصوری که من ازش داشتم وقتی در جریان ارتباط من و طرفم قرار گرفت ازم خواست که دوستانه هر مورد و مسئله ای در زندگیمو بعنوان یک دوست و محرم اسرار براش بگم ...

مادرم که صفات انسان دوستانه ش و قلب مهربونش زبانزد بیگانه و آشناست ... مادری که روزگار همیشه به من صحت گفته هاش - حرفاش و پندهاشو ثابت کرد ...     مادری که با منطق پذیریش و انعطاف فکری و ذهنیش زندگی بهتر و آرامتریو به من هدیه کرده ...

3- طرفم که به من عشق بخشید و احساس ... متاسفانه فعلا عواملی وجود داره که نمیتونم راجع بهش بیشتر صحبت کنم ..  

4-تمام دوستانم در وبلاگ که در روزهای جهنمی و عذاب آور و دردناک زندگیم تنهام نذاشتن و نظراتشون - همدردیاشون و حضورشون برام در اون روزها قصری بزرگ ساخته بود که ستون هاش حس انسان دوستی - عشق و محبت بود ... آرزو میکنم خداوند هیچ لحظه ای در زندگی تنهاشون نذاره ...
 
5- دوستانم - همکارانم - آشنایانم که از تک تکشون  درسهائی از زندگی آموختم ...


 

/ 14 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نيلوفر

سلام بهار جونم.خدا پدر و مادر و برادر گلت رو برات حفظ کنه خانومی.اوضلع و احوالت چظوره؟با کار چظوری؟

عشق ابدی

سلام بهار جون مرسی که اومدی عزيزم و از دعا های قشنگت ممنونم... بهار جون چون نوشته هات رو خوندم ميگم و مطمئنم تو هميشه حرف برا گفتن داری...پس فاصله آپ کردن هات را کوتاه کن فقط خداکنه اين فيلتر شکن هميشه باشه که بتونم نظر بدم بازم سر بزن سعی می کنم تند تند آپ کنم

عشق ابدی

آخی بهار جون من دقيق تاريخ اولين ديدار يادم نيست آخه اون موقع ها عزيزم اينقدر برام مهم نبود.. برا همين بعضی از تاريخ ها که فراموش کردم خيلی نارحتم از عزيزم هم نمی پرسم که مبادا نارحت شه ...چون اون همه رو يادشه... شنبه آپ می کنم خانوم گل آرزوی بهترین هارو برات دارم... بووووووووووووووس

عشق ابدی

سلام بهارجونم خيلی سخت وارد وبلاگت شدم بدو بيا آپ کردم

شاپرک

اميدوارم خداوند عزيزانت رو برات حفظ کنه و در کنارشون بهترين لحظات رو تجربه کنی.

آزاده

بهار گلم. نمی دونم چی بگم. فقط دلم می خواد آرزوهای خوب خوب برات بکنم. نمی دونم چرا احساس می کنم تو لياقت بهترينها رو داری.

رها

بهارررررررررررررررررررررررررررررررر

عشق ابدی

بهارجون حتما برم مکه دعات ميکنم مخصووووووووووووص آپ کن ديگه