خدایا دوست دارم ... سکوت شبانه ام  دوستت دارم ... مادر پدر دوستون دارم ... دوستون دارم ...
حالا  میدونم - میفهمم باید به چیزائی دل بست که همیشه تا آخرین نفس کنارت میمونن ...


شبا قبل از خواب برام لالائی میخوند     و حالا     سکوت مطلق برام لالائی غمگین شبانه رو سر میده ...
دوسم داشت ... عاشقم بود ... باهم شام میخوردیم . با هم میخندیدیم . این اواخر باهم مریض میشدیم ...
با هم زندگی کردیم . دوسم داشت . دوسش داشتم  ...
اومد ایران که مال هم بشیم .  برای هم بشیم ... نذاشتن . نخواستن ... و ما ... در بهت مطلق بودیمو ...
من نمیدونم سرنوشت چی برام رقم زده . و نمیدونم آینده م چه خواهد شد ...
فقط کاش به تلخی دیروز و به سردی لحظه های اکنونم نباشه ...

خوبم ... در فکر فردائی بهترم و گاهی در اندوه آرزوهای رفته بر بادم  ...

منو از دعای خیرتون فراموش نکنید ...

/ 15 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خانومی و آقايی

سلام عزيزم..الان ۲ تا پست آخرتو خوندم..پست قبلی رو خوندم خيلی ناراحت شدم...ولی عزيزم کاملا درکت ميکنم..خيلی خيلی.....ميدونم خيلی سخته ولی سعی کن کم کم خودتو دور کنی..اگه واقعا دوستت داشته باشه برميگرده....مطمئن باشه..ميبوسمت گلم

نفيسه

نمی‌خوام فقط برات منبر برم و اين برداشت برات باشه که سرکوفتت می‌زنم.می خوام بگم حتی اگه خانواده اش هم نگذاشتن اون بايد جسارت و جربزه رو می‌داشت که در برابر استدلالهای خانواده اش دلايل محکمتری رو برای ازدواج با تو بياره........اون خودش نخواسته و من نمی‌دونم چرا نمی‌خوای به خودت اينو بقبولونی! اگه اون ميومد و ‌آسون زندگيتون سر ميگرفت بی هيچ محکی از سمت تو......مطمئنم يه جورايی گند بی‌جربزگی اش و هزارتا چيز ديگه اش که خودت توی اين وبلاگ نوشتی در ميومد و اون وقت تو دستت به جايی بند نبود و چون انتخاب خودت بود برگشت به عقب سختتر! زندگی مشترک از نظر منی که تجربه اش رو دارم و با عشق هم ازدواج کردم فقط و فقط همون اولش و مهربونيها و احترامهای اولش نيست.کلی راه پيش رو داری که مستلزم داشتن يه همسر و همراه مطمئنه!!!!!!! به چی اون اطمينان داشتی؟ فقط همون چتها و تلفنها؟ چطوری محکش زده بودی؟ چه شناختی ازش داشتی

رها

خوبی بهاررررررررررر چی خوندم اینجا درست نفهمیدم چی شده در چه حالی دختر بی خبرم نزار عزیزم

شهرزاد

سلام بهار. نمی دونم در چه حالی. ننوشتی چی شد؟ به کجا رسيدی؟ چه تصميمی گرفتی؟

لاله

سلام بهار جون... خوشحالم که اين تصميمو گرفتی که به اونايی دل ببندی که تا اخرين نفس باهاتن... قوی باش بهار جون... خدا هيچوقت يه ينده هاش مشکلی که در حد توانشون نيست نميده... تصميماتو عاقلانه بگير خانومی... تصميم بگير ه بدون اون شاد باشی... که زندگيتو بکنی... که اروم باشی.. همش دست خودته... باور کن مواظب خودت باش

شاپرک

سلام بهارم قوی باش و به آينده اميد داشته باش. حتمن روزهای خوبی در انتظارت خواهند بود.

ساغر

يه جورايی درکت ميکنم چون من اين رنج وعذابو دوسال پيش کشيدم .بايد با واقعيت کنار بيايی اگه نيايی خوردت ميکنه.از خدا ميخوام بهت ارامش بده تا اروم بشي خانومی.

بی خيال

سلام اميدوارم از مشاوره امروز نتيجه مثبت گرفته باشی اين يه وب ديگم هست سر بزن نتيجه جلسه امروز رو هم برام بگو به اميد ديدار

رها

مرسی بهارممممممممممممممممممممممم عزیزم تو چطوری خوبی؟ روحیه ات خوبه؟ میدونم محکم و قوی هستی