سلام دوستای مهربونم . مژی جون -شاپرک جونم- رهاجونم - بهار جون - مرضیه گلم ...

مرسی از نظراتتون . خیلی وحشتناک احساس تنهائی میکردم . دیشب نیمه های شب بود که باهام تماس گرفت . سردردم آرومتر شده بود . گفتم با داداشت راجع به اومدن صحبت کردی ؟ گفت :آره - گفتم چرا خودت تنها نمیای ؟‌ گفت :‌ عزیزم من خانواده دارم . نمیتونم بدون رضایت اونا کاری بکنم . همینطور که خانواده تو خوشبختیتو میخوان خانواده منم خوشبختی منو میخوان .

گفتم : یعنی من که بدون اطلاع پدر و مادرم اومدم خونه شما و با خانوادت روبرو شدم خانواده ندارم ؟ گفت : اون برادر بزرگترمه جای پدرمه . نمیتونم به حرفاش توجه نکنم . 

گفتم : چیه ؟ چرا نمیگی از من خوششون نیومده ؟‌ گفت : نه بحث این چیزا نیست . هر کس که میفهمه تو مشهدی هستی میگه ما نه دختر به مشهدیا میدیم نه پسر . شما چرا اینکارو میکنید ؟

گفتم :‌یعنی واقعا اینقدر به این حرفا خانوادت اهمیت میدن . همه جا هم خوب هست هم بد . اما بازم مهم نیست . هر طور صلاحه . فقط لطفا زودتر تکلیف برادر منو روشن کنید اگه میخواین بیاین  اون طفلکیم دل تو دلش نیست و میخواد زودتر ازین بلاتکلیفی دربیایم . فکراتونو خوب بکنید . بحث یه عمر زندگیه عزیزم . منم خدائی دارم . من بیست و چهار سالمه و تو سی و شش سال . خوب مسلمه که باید برای خوشبخت شدنت خیلی حساس باشن . مسلمه من از جنس خانواده تو نیستم . ساده م - خیلی ساده ...

گفت : خانومی تورو خدا انرژیو از من نگیر . من طاقت اون صدای غمگین تورو ندارم . بهم روحیه بده تا بتونم درست فکر کنم . خانومی تورو خداشاد باش - با انرژی مثل گذشته ...

و من : باشه . اما اینکه فکر میکنم حرفای دیگران روت اثر گذاشته و مردد شدی زجرم میده ... من هیچی کم ندارم که اینجوری دارم برای ازدواج باتو خودمو آزار میدم . فقط عشقه . عشق و احساسی که اصلا بدی نمیفهمه . بدی نمیبینه . خدایا این احساسو از من بگیر ...

-- اشتباه میکنی عزیزم . به خانواده منم حق بده . اونام خوشبختی منو میخوان ...  

----------

واقعا اینه عشق ؟ من عاشقم یا تو عزیزم ؟ همه منو بخاطر انتخابم زیر سوال میبرن .( بهار تو میتونی فرصتای بهتری داشته باشی . بهار بیشتر و عاقلانه تر فکر کن ... بهار ...)

و من واقعا فقط میشنوم . به همه حق میدم چون همه دارن از زاویه دید خودشون نگاه میکنن . کسی من و ویژگیهای روحی منو نمیشناسه .  من تا پای جون از عشقم - از احساسم به حرمت پاکیش دفاع کردم و میکنم . با هیچکس هم بحث نمیکنم .

من همیشه دوست داشتم و دارم . آتیشم میزنه این فکر که شاید روزی تو منو فراموش کنی - که بری ازدواج کنی . عزیزم  میترسم ...

خدایا میبینی حال بنده تو - میبینی خلقت چی به روزش آوردن ؟ خدایا میبینی جواب اینهمه عشقو احساسمو چطوری میدن ؟‌میبینی بابا داره با زندگی من چکار میکنه ؟

خدایا ... امروز روز وفات امام هشتمه ... به همون امام مهربون قسمت میدم اینهمه احساس و عشقو دوست داشتنو از من بگیر. بذار بشم یه موجود بی احساس . خدایا نذار هیچ عشقی به این شکل درون کسی متولد بشه . خدایا خیلی خستم . فقط دلم یه قلب یخی و سنگ میخواد ... همین ...

  

/ 15 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مژده

لااقلش اينه که اگر روزی روزگاری برگرده ميتونم بهش افتخار کنم. به عشقش. به علاقه اش. و ميتونم با يه دل پر از اعتماد و با آرامش برم تو زندگيش. نه اينکه تنم همش بلرزه که اين آدم چقدر منو ميخواد. چقدر من براش مهمم. بهار بزار عشقت خودش تصميم بگيره. بزار بدون دونستن شرايط خاص تو بدون دونستن ناراحتی هات تصميم بگيره. بزار الان بفهمی بهار. الان بفهمی بهتر از اينه که بعدن با يه دنيا پشيمونی بفهمی. تازه قرار نيست که همه چيز بد باشه. بشين نگاه کن. حتمن عشقت اونقدر دوستت داره که يه کاری بکنه. بهار بزار با دل مطمئن بری جلو. اروم و مطمئن بری جلو بهرت از اينه که تند و نامطمئن بری جلو.

دختر باران

بهار جوونم سلامفکر ميکردم حالا حالاها نمينويسی وقتی اومدم با پستات روبه رو شدم غمگين شدم دلم شکستتک تک روزای خودمو به ياد آوردم ...روزايی که منو شکستن و قلبمو تيکه تيکه کردن و جای قلب يه تيکه سنگ دارمحرفای نازنين تو حرفای عشق من بود...شايد حالا فکر کنی تقصر باباته اما اشتباه ميکنی اون اگه واققعا بخوادت حاضره با همه چی کنار بياد با تفاوتا با فرهنگها با مذهبها و....اشتباه نکن ...دخترا توی احساسات شکننده تر از پسرا هستن...نميدونم نظر نهايی با خودته اما بدون يه عاشق از هفت خان رستم هم رد ميشه و خوشبختيش ربطی به خونوادش نداره نگرانتم...درست انتخاب کن ...ن

مرضيه(مامان ياسمين)

سلام بهار جان روزهای خيلی سختی است...همه را احساس کرده ام و حالا که به گذشته فکر ميکنم حسرت ميخورم.....وای که چقدر اين احساسات پاکن...دعا ميکنم که خدا هر چی خيره!!!!نصيبت کنه....وعصی ان تکرهو شی و هو خير لکم بهار عزيز ميدونم که چه حالی داری ولی دوست دارم بگم که خيلی قدر خودتو بدون.خيليييييييييی انشااله که کسی نصيبت بشه که قدر اين همه پاکی و صفا رو بدونه اگه بتونی همه چيز را به خدا بسپاری و آروم باشی اون وقت نتيجه صبرت رو خواهی ديد

ثمين

بهار جون سلام عزيزدلم اولا که سال نوت مبارک باشه بعدشم عزيزدلم نميدونم چرا آخرش از باباجون گله کردی ولی من فکر ميکنم بهتره يه ذره جدای از احساس به قضيه فکر کنی ! بنظر من طبيعی نيست که يه آقای ۳۶ ساله که واسه خودش تنها داره توی اروپا زندگی ميکنه اينهمه به ميل اطرافيانش رفتار کنه ! دقت کن عزيزم .نمی گم مشورت بده يا اينکه نبايد به خونوادش توجه کنه ولی من فکر ميکنم از لحاظ سنی در شرايطی هست که بتونه بعد شنيدن همه ی نظرات ودلايل اطرافيان خودش واسه ی زندگيش تصميم بگيره ! مسئله تو با ايشون خيلی فرق داره ! تو يه دختر ۲۴ ساله ای و در ضمن تنها دختر بابا هستی و هنوز اونقدرها هم پخته نيستی ودر ضمن ميخوای باکسی ازدواج کنی که ۳۶ سالشه و خارج از کشور زندگی ميکنه،پس طبيعيه که پدرت حساس باشه و برات نگران باشه وبفکر خوشبختيت باشه ! بنظر من مقايسه

ثمين

عزيزدلم می بخشی که رک حرف زدم ولی تورو مثل خواهرخودم ميدونم و خواستم همون حرفاييکه درين شرايط ممکن بود به خواهرم بگم رو به تو هم بگم ! به هرحال اميدوارم تصميم درستی بگيری و با خونواده ای وصلت کنی که در شان تو باشن و تازه از لحاظ معرفت وانسانيت از تو هم بالاتر باشن ! خونواده ای که براشون انسانيت واخلاق مهمتر از پول ونژاد باشه ! خونواده ای که به پسر ۳۶ سالشون اجازه تصميم گيری برای زندگی خودش رو بدن ! ودر يک کلام خونواده ای که لياقت تورو با اون قلب پاکت داشته باشن ! دوسسسسسسستت دارم عزيزم

رزسفيد

سلام عزيزم.خوبی؟عيدت مبارک. چه خبر؟بهار لحظه سال تحويل همش يادت بودم.برات دعا کردم که هر اتفاقی برات ميوفته خير باشه و خدا قدرت درک و تحمل هر چيزی رو بهت بده. مواظب خودت باش و از حال خودت بی خبر نذارمون اميدوارم که امسال سال خيلی خوبی برات باشه

صبا

bahar joonam salam midoni ke khili roko rast harfam ro behet mizanam be nazare man onke bayad taghche bala bezare to e na oon bekhda khondam onghadr asabani shodam ke jelom bood khodam khafash mikardam !! bahar joonam oon bayad az khodash bashe sadegie to dele pake to peyda nemishe khodesham behtar az har kasi midone ...

صبا

inke to mashhady hasty meyar na badie na khobi nesfe bishtare tehrania,4/5 eshon hamon shahrestany hastan ke be tehran oomadan midoni mohem chie? bezar behet begam

صبا

mohem ine ke to javooni 24 salete n avale miansalie,36 to mojarady,paaki oon talagh gerefte ke har khanevade ey in barashoon vahshatnake to bi tajrobe e on nahayate tajrobe fekr mikoni pesare be on sen tanha kharej zendegy karde mese to pako bi tajrobast?! asan chera joda shode?! nazare hamsare sabeghesh chie?! tehranie ke bashe,ta rikhte pesar 36 sale tehrani !! bahar etemad be nafset khili kame,khili sadegie to eftekhare toe,chizie ke kole tehrano europe ro begarde peydash nemikone,ghadre khodet ro bedon dokhtar bikhialesh sho to ke dokhtary ba in sharaetet vasady be pash ama oon ... kasi ke az aval intor bashe baghie modat ham nemishe etema dkard behesh ba nazar haye samin ham kamelan movafegham ...

صبا

azam narahat nasho toro khoda chon khili doostet daram goftam khiliiiii dostet daram movazeb khodet bash kash alan iran boodam ...